سلام من سمانه هستم و آرزو دارم كه در آينده جراح مغز و اعصاب بشم. اميدوارم كه از وبلاگ من لذت ببريد و اطلاعاتتون در مورد مغز بيشتر بشه.
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان darsi و آدرس braincom.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
پزشکان به تازگی دریافتند که قند موجود در نوشابه ها و آب میوه های صنعتی با کاهش واکنش های استرسی در مغز می تواند پیامدهای مضر برای بدن داشته باشد.
در این مطالعه معلوم شد قند های شیرین کننده موجود در نوشیدنی های قندی نظیر نوشابه و آب میوه های صنعتی موجب کاهش واکنش های استرسی در مغز می شود، در حالی که از بین این شیرین کننده ها تنها قند آسپارتام این خاصیت را ندارد.
پزشکان هشدار می دهند اگرچه کاهش استرس به طور کلی برای بدن هر فردی مفید است اما در مورد تاثیر قند نوشابه و آب میوه در این زمینه این نگرانی وجود دارد که تاثیر فوق می تواند موجب اعتیاد به مصرف این نوشیدنی ها شود. این تاثیر موجب اعتیاد به مصرف نوشابه های قندی و شیرین می شود که حاصل آن مصرف زیاد این نوشیدنی ها و در نتیجه بروز عوارض جدی آن نظیر چاقی است که در نهایت به اختلالات متابولیکی می انجامد.
زمانی که بدن و ذهن تحت استرس و تنش قرار می گیرد، سیستم غدد داخلی تولید هورمون کورتیزول را افزایش می دهد. این هورمون بر واکنش های سوخت و سازی و ایمنی بدن تاثیر مهمی دارد.
«کوین دی لائوگرو» نویسنده ارشد این مطالعه گفت:این اولین مطالعه ای است که نشان می دهد مصرف میزان قند بالا ممکن است استرس را در انسان پایین آورد. اما این نگرانی وجود دارد که تاثیر فوق می تواند محرکی برای مصرف بیش از حد مواد قندی و تشدید تاثیرات مخرب مواد قندی بر سلامت از جمله بروز چاقی باشد.
به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، متخصصان پس از مطالعه روی 19 زن 18 تا 40 ساله و قرار دادن آنان در معرض رژیم های غذایی و تست های استرس به این نتایج دست یافتند.
دیروز باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده از طرح بلندپروازانه طراحی نقشه مغز انسان پرده برداشت کرد. این طرح Brain Research Through Advancing Innovative Neurotechnologies نام دارد که بطور اختصاری به آن BRAIN می گویند. همانطور که می دانید در زبان انگلیسی به مغز Brain می گویند. باید بگویم که نام این طرح کاملاً هوشمندانه انتخاب شده است. قرار است این طرح در سال 2014 با 100 میلیون دلار بودجه آغاز به کار کند.
درست است که این پروژه ابتکاری منحصر به فرد است اما می توان آن را تلاشی مبهم و بدون هدف دانست. صرف بدست آوردن و رسم یک نقشه جامع در مورد مغز انسان یک هدف کلی و بسیار دور از دسترس به نظر می رسد. البته ممکن است که دانشمندان با داشتن نقشه مغز بتوانند علت بیماری هایی همچون آلزایمر، شیزوفرنی و اوتیسم را درک کنند و شاید راه درمانی برای آنها بیابند. بد نیست بدانید این گونه بیماری ها و صدمات مغزی روی بیش از 100 میلیون آمریکایی تاثیر دارند که جمعاً سالانه 500 میلیارد دلار برای دولت این کشور هزینه در بردارند.
سازمان هایی که از این طرح حمایت مالی می کنند عبارت اند از: دارپا، موسسات ملی بهداشت و بنیاد ملی علوم آمریکا. البته به جز این سازمان های دولتی، سازمان ها و موسسات خصوصی دیگری هم هستند که روی این پروژه سرمایه گذاری می کنند.
این یک طرح بلند مدت خواهد بود و مطمئناً تا اتمام این نقشه، میلیاردها دلار هزینه باید خرج کرد.
مغز را می توان طوری تربیت کرد که همانند یک مغز فوق العاده و پرقدرت رفتار کند، فقط باید برای این کار مغز را در چالش های جدیدی قرار داد. نباید اجازه داد که بیش از این قدرت مغزهایمان گرفته شود.
این سخن «دیپاک چپرا» و «رادولف ای تانزی» است که یافته های جدیدی در مورد رابطه بین مغز و یافتن فرصت های تازه داشته اند. آنها در کتاب خود با نام Super Brain می گویند که مردم باید از نقش های خود به عنوان رهبر، کاشف، معلم و کاربر با خبر باشند و بتوانند راه های جدید را شناسایی کنند.
بر اساس گفته این دو شخص، 5 تصور عمومی و غلط وجود دارد که قدرت مغز انسان را می گیرد. در زیر آنها را بر می شمریم و دلایل چپرا و تانزی را برای آن ارائه می دهیم:
– افسانه اول: «مغز انسان غیر قابل تغییر است».
مغز ما انسان ها به شدت قابلیت تغییر و حالت ارتجاعی دارد. شما می توانید در هر شرایط و سن وسالی فکر و نگرش خود را تغییر دهید.
– افسانه دوم: «مغز روزانه میلیون ها سلول از دست می دهد که دیگر جایگزین نمی شوند».
هر چه ما از لحاظ سنی بزرگتر می شویم، مناطق مهم مغز که شامل حافظه و قسمت یادگیری می شوند، به تولید عصب های سلولی جدید ادامه می دهند که این روند را می توان از طریق تمرین های بدنی، ذهنی و روابط اجتماعی شبیه سازی کرد.
– افسانه سوم: «واکنش ها اولیه (ترس، عصبانیت، حسادت و پرخاش) نسبت به امور مختلف باعث می شود مغز در مورد انجام و یا عدم انجام آن فرمان دهد.»
این درست نیست چرا که مغز انسان با وجود منطقی ترین ترس ها هم دستور به انجام کار مورد نظر می کند. اگر این مسئله وجود نداشته باشد، هیچ شخصی اقدام به انجام کارهای هراس آور همچون صعود به قله های بلند و تربیت شیرهای درنده را انجام نخواهد داد.
– افسانه چهارم: «مغر آسیب دیده نمی تواند خود را التیام بخشد».
بعد از آسیب دیدن، مغز می تواند خود را دوباره بازسازی کند و ارتباطاتش را دوباره ایجاد کند. مغز شما در حال حاضر هم درحال بازسازی دوباره است. نیاز به بروز آسیب نیست تا روند بازسازی دوباره شروع شود، کافی است فقط زنده باشید. شما می توانید این مسئله را با در معرض قرار گرفتن تجربه های جدید بیشتر کنید. سعی کنید مهارت های جدیدی در زندگی خود پیدا کنید.
– افسانه پنجم: «پیر شدن مغز امری اجتناب ناپذیر و غیرقابل بازگشت است».
زمانی که همانند بچه ها در موقع یادگیری مسئله ای جدید احساساتی می شوید، دارینه و سیناپس های جدید بوجود خواهند آمد و حافظه شما می تواند دوباره همانند دوران جوانی قوی شود.
خوب اگر شما به یکی از باورهای بالا اعتقاد داشتید، دیگر زمان است که از خرافه دور شوید و به فکر کشف راه های جدید در مغزتان باشید!
استرس در بسیاری موارد باعث مختل شدن زندگی افراد شده و در نهایت باعث درگیریهای مزمن ذهنی میشود. مطالعات جدید نشان داده که وجود استرس و عوارض ناشی از آن احتمالاً به خاطر کار نکردن مسیرهای مشخصی از مغز است.
اخیراً محققان با نقشهبرداری از فعالیتهای مغزی موشها، به هنگام قرار گرفتن آنها در وضعیت پرتنش ایجاد تغییراتی در الگوی فعالیت مغزی در نواحی خاصی را مشاهده کردهاند. بر اساس یافتههای آزمایشگاهی فعالیت مغزی موشهای ناتوان در مقابل شرایط استرسزا نسبت به موشهای انعطافپذیر بسیار متفاوت است. دانشمندان با شناسایی قسمتهایی از مغز این موجودات که به افسردگی ناشی از استرس در انسان نیز مرتبط است، امیدوارند راههای جدید درمانی و تشخیص افسردگی را پیدا کنند.
موشهای درمانده در آزمایشهای استرسزا که شامل یک سری شوک الکتریکی است، سطح پایینتری از فعالسازی عصبی در مغز را از خود نشان میدهند و این امر احتمالاً به دلیل قطع شدن عناصر پردازش تفکر است. نکته جالب دیگر اینکه اکثر فعالیتهای ذهنی موشهای درمانده در حضور سایر موشها و در اجتماع صورت میگیرد، یعنی در این مواقع فعالیت مغزی زیادی نسبت به موشهای انعطافپذیر دارند.
در موشهای درمانده و پراسترس ناحیه جلوی مغز فعالیتهای کمی از خود نشان میدهد و دقیقاً ناتوانی این قسمت مغز در سازماندهی افکار و اعمال بسیاری از اختلالات خلقی و اضطرابی را منجر میشود. همچنین به دلیل مسکوت ماندن مناطق دیگری از مغز موشهای ناتوان مقابله با استرس، شروع رفتارهای دفاعی، یادگیری و حافظه، پردازش احساسات و انگیزه نیز مختل میشود.
دانشمندان بامطالعه روی نمونههای آزمایشگاهی به سرنخهای مفیدی دست یافتهاند. آنها بخش عمده پاسخهای فیزیولوژیکی استرس و وحشت را مربوط به هسته لوکوس سرولئوس مغز میدانند. نتیجه تحقیقات روی این بخش از مغز موشهای درمانده نشان میدهد که این قسمت مغز نقش عمدهای در افسردگی ناشی از استرس بازی میکند.
بنا به گزارش تیم حاضر در مطالعات، صرفاً برای تعیین اینکه آیا رفتارهای استرسی و انعطافی موشها مربوط به قسمتهای بیانشده مغز است یا نه و اظهارنظر قطعی در مورد آنها، نیازمند وقت و آزمایشهای مختلف است و طبق معمول باید بسیاری از رفتارهای مغزی انسان را شبیه مغز موش دانست، چراکه تاکنون اکثر مکانیزمهای نوروبیولوژیکی پشت واکنشهای فیزیکی انسان شناسایی نشده است.
بنابراین مطالعات صورت گرفته روی مدلهای حیوانی مدارهای نورونی را اساس رفتارهای افسردگی مانند استرس بیان میکنند و پشتیبانی از این دیدگاه احتمال امید برای درمان استرس را افزایش میدهد.
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 42
بازدید ماه : 42
بازدید کل : 19095
تعداد مطالب : 102
تعداد نظرات : 14
تعداد آنلاین : 1